<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مردِ مُرداد</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/</link>
<description>علیرضا معتمدی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Jul 2007 00:39:57 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خداحافظ بلاگفا</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-144.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بالاخره &lt;A href=&quot;http://www.alirezamotamedi.com/&quot; target=_blank&gt;علیرضا معتمدی دات کام&lt;/A&gt;&amp;nbsp;...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;نوشتن این وبلاگ را از ۲۴ تیر ۱۳۸۴ شروع کردم و این ۱۴۳مین و آخرین پستی ست که در این جا می نویسم. چند روز دیگر تولد دو سالگی &lt;STRONG&gt;مرد مرداد&lt;/STRONG&gt; است، تولدمان را توی خانه ی جدید می گیریم، اما قبل از رفتن دلم می خواهد یک تشکر حسابی بکنم از بلاگفا بابت مهمان نوازی عالی و سرویس دهی ی مناسبش. و برای مدیر بلاگفا علیرضا شیرازی آرزوی موفقیت کنم که با راه اندازی این سرویس دهنده ی&amp;nbsp; وبلاگ های فارسی نه تنها قدمی بزرگ در راه دموکراسی و تمرین جامعه ای چند صدائی برداشته است بلکه بی گمان نام خودش را در صفحات تاریخ این مملکت ماندگار کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خداحافظ بلاگفا. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;از این به بعد وب نوشته های مرا در &amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://www.alirezamotamedi.com/&quot; target=_blank&gt;خانه ی خودم&lt;/A&gt;&amp;nbsp;بخوانید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Jul 2007 00:39:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=144</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-144.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هایکو!</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-142.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i12.tinypic.com/6ahz2ix.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- این &lt;STRONG&gt;رئیس&lt;/STRONG&gt; که خیلی بد بود که!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- از اون بدتر اینه که بعضی از رفقای ما از&amp;nbsp;فیلم خوش شون اومده!&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT size=1&gt;[عکس از &lt;A href=&quot;http://satyar.ir/&quot; target=_blank&gt;ساتیار&lt;/A&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Jul 2007 22:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=142</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-142.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رفع  فیل تر  آیا؟</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-141.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;« با سلام.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;وبلاگ شما به دلیل وجود ۱۱ لینک به سایت های غیر مجاز فیل تر شده بود. در حال حاضر رفع فیل تر گردید.»&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.&amp;nbsp;ن ۱&amp;nbsp;: خب بعضی وقت ها گویا بعضی جاها خود را ملزم به پاسخ گوئی می بینند. باز هم دستشان درد نکند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۲: رفقا تایید کنید که آیا رفع فیل تر شده ام یا خیر؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۳: قابل توجه رفقائی که هنوز سرگرم راه اندازی سایت ما هستند. بی آبرو کردید ما را به ابالفضل در انظار عمومی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۴: یعنی من از امروز باید بچه ی خوبی باشم واقعاْ&amp;nbsp;و نه به کسی فحش بدهم و نه شیشه ی همسایه را بشکنم و نه زیر دامن خانم ها را نگاه کنم؟ ... آقا می شود من را دوباره فیل تر بفرمائید؟ این طرز زندگی برای من قابل تحمل نیست!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;پ.ن ۵: آقای فیل ترینگ! می شود خواهش کنم از سر تقصیرات این آقای بلاگ رولینگ هم بگذرید و رفع فیل ترش کنید که ما پینگ مان را هم همین جا از طریق خودتان بکنیم و دست نیاز به سوی شرق و غرب دراز ننمائیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۶: خدا وکیلی این انسجام ملی و این ها چه قدر حال می دهد! ببینید چه قدر آحاد ملت دور هم باشیم و انگشت به هم نکنیم با حال است. قبول ندارید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۷: در راستای این که اعلام کنم پسر خوبی شده ام، از هرگونه رفاقت با روشنفکر نمایانی از قبیل مهرزاد به اصطلاح دانش، دکتر به اصطلاح مصطفا جلالی فخر،&amp;nbsp;عنصر معلوم الحالی به نام ه. گلمکانی و ناصر به اصطلاح صفاریان، آن فراری از وطن&amp;nbsp;و مشغول سیر و سیاحت در آغوش رایس و مونیکا بلوچی و هتل کالیفرنیا، اعلام برائت می کنم و امیر به اصطلاح عزتی را هم تا کنون ملاقات نکرده ام و حتا مرگ بر رضا استادی (برای محکم کاری!)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Jul 2007 07:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=141</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-141.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصلاحات بنزینی</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-140.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i16.tinypic.com/4vexymx.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همچنان با افتخار تمام حمایتم را از محمود احمدی نژاد ادامه می دهم. او تنها کسی ست که این توانائی را داشته که ما را با شتابی غیر قابل تصور به سوی حکومتی نو&amp;nbsp;با احتمال استبدادی &amp;nbsp;کمتر پیش ببرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اینک طرح جیره بندی ی بنزین، همکاری مشترک مجلس و احمدی نژاد، گامی بلند به سوی فردائی بهتر.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زنده باد احمدی نژاد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* لازم به تذکر نیست که این مطلب اعتقاد قلبی من است و به هیچ وجه طنز یا استهزائی در آن وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت: قالب قبلی برگشت سر جایش. زنده باد &lt;A href=&quot;http://ryra.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;پژمان&lt;/A&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 29 Jun 2007 21:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=140</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-140.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مادرم با صدای مهستی می خواند</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-139.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادرم عاشق &lt;A href=&quot;http://www.iransong.com/person/99.htm&quot; target=_blank&gt;مهستی&lt;/A&gt;&amp;nbsp;بود و من به خاطر او بود که مهستی را دوست داشتم. وقتی مادرم آهنگهایش را با آن صدای مهربان و زیبایش می خواند مهستی برایم عزیزتر هم می شد. به همین دلیل&amp;nbsp;خیلی از ترانه های مهستی را با صدای مادرم است که به یاد سپرده ام (حتا نواری هم که مادرم در کودکی ام از صدای من و خودش ضبط کرده تا یادگاری برایم بماند یکی از همین آهنگهای مهستی را توش زمزمه کرده و صداش بدجوری هم بغض دارد، معلوم است که دل اش خیلی گرفته بوده)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i9.tinypic.com/4uv4jzs.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعدها وقتی دوباره با دختری که مدتی رابطه مان با هم قطع شده بود دوست شدیم یک بار اعتراف کرد که یکی از آهنگ های آخرین آلبوم مهستی را به یاد من می شنیده و پریشان می شده است (خب من به شما نمی گویم کدام آهنگش را می گفت) به این ترتیب صدای مهستی وجه عاشقانه ای هم برایم پیدا کرد. و درست از همین آلبوم آخری هم بود که به خلوتم راه یافت و رفت توی آلبوم های برگزیده ی آی پادم و یک بار همین اواخر یک عصر دل انگیز بارانی بهار از&amp;nbsp;دربند تا پارک وی را باش پیاده رفتم. این آهنگ &lt;A href=&quot;http://www.iransong.com/song/16219.htm&quot; target=_blank&gt;از خدا خواسته&lt;/A&gt;&amp;nbsp;اش از هر جهت یک شاهکار به حساب می آید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i12.tinypic.com/68bjskx.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا بیامرزدشان. هم مهستی را و هم مادرم را که در هفده هجده سالگی این عکس مهستی را از روی جلد جوانان بریده بود و چسبانده بود به دفترش. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Jun 2007 09:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=139</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-139.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوژه خراب کن</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-138.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درد و بلای فرزاد حسنی و امیرحسین مدرس بخورد توی سر هرچی مجری ی بی سواد پر مدعاست. امیرحسین که یک استعداد فوق&amp;nbsp;العاده است در خیلی از زمینه ها و فرزاد هم قطعاْ در کار خودش مرد شماره ی یک به حساب می آید. این را حالا بعد از این چند ماهی که رضا رشیدپور حسابی نشان داد که تا چه حد یک مجری بد و بی سواد می تواند بد و بی سواد باشد، خیلی ها مطمئن شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=-c7GhhRd0_E&quot; target=_blank&gt;این جا&lt;/A&gt;&amp;nbsp;یکی دو دقیقه فیلم هست از هنرنمائی ی امیرحسین مدرس با حضور فرزاد حسنی. خیلی با نمک است. حتماْ ببینید. شاید یک روز درباره ی مدرس بیش تر نوشتم. &lt;A href=&quot;http://naghibi.30nema.com/&quot; target=_blank&gt;خسرو نقیبی&lt;/A&gt; هم درباره ی برنامه ی&amp;nbsp;سوژه خراب کن&amp;nbsp;&lt;STRONG&gt;شب شیشه ای&lt;/STRONG&gt; مطلب جامع و درستی نوشته که توصیه می کنم بخوانید. من هم می خواهم مطلبی در این باره برای روزنامه ی هم میهن بنویسم البته اگر وقتی برای این کار پیدا کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۱: علیرضامعتمدی دات کام پنداری طلسم شده، هر روز یک مشکل تازه پیش می آید. اما اگر خدا بخواهد آخراش است. مُردم از بی وبلاگی، بدو.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۲: فیلترینگ بس مان نبود امروز یک انقلابی هم توی قالب همین وبلاگ رخ داده بود و قالب قبلی ( که هدیه ی &lt;A href=&quot;http://ryra.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;پژمان&lt;/A&gt;&amp;nbsp;بود) خود به خود غیب شده بود و همه چیز ریخته بود به هم. یک خر تو خر عظمائی بود کمپرس. مرتب کردن اش دو سه ساعتی وقتم را گرفت و باز برگشتم به همان قالب بلاگفائی ی سابق. دلتان تنگ نشده بود براش؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;پ.ن ۳ (دو روز بعد) : در همین رابطه نوشته ی امیر قادری را هم در &lt;A href=&quot;http://www.ham-mihan.org/Released/86-04-02/336.htm&quot; target=_blank&gt;هم میهن&lt;/A&gt;&amp;nbsp;بخوانید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 22 Jun 2007 01:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=138</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-138.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و آنجلینا</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i8.tinypic.com/4zt0nyh.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;[عکس از اینترنت!!]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- پدر شدن را برای همین چیزهایش دوست دارم. من که بابای درست و حسابی توی زندگی ام نداشتم، اما خیلی وقت است که دلم می خواهد بچه داشته باشم و ... خب، اصلاْ این مسائل خصوصی به شما چه؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱-۱ شنیدم رابطه ی خوبی با پدرت نداری&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;- اوهوم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;- مثل آنجلینا جولی و باباش!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;- اوه مای گاد! به خاطر همین&amp;nbsp;یه جمله&amp;nbsp;هم که شده&amp;nbsp; هیچ وقت فراموشت نمی کنم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- &amp;nbsp;خانوم ها خانوم ها! هر کس بچه ای چیزی از من دارد جان مادرش بیارد که می خواهم کم کم حساب ها را ببندم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳-&amp;nbsp;&lt;STRONG&gt;علیرضا معتمدی دات کام&lt;/STRONG&gt; کامینگ سون تر از همیشه شده اما هی توسط دشمنان سنگ اندازی می شود&amp;nbsp;گرچه&amp;nbsp;دوست ناشناس و غیور ما که سرگرم راه اندازی ی کارهاست یک&amp;nbsp;تنه جلو این هجمه ها و ناملایمات&amp;nbsp;ایستاده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- فیلترینگ همچنان و تا اطلاع ثانوی خر است!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت برای آدم های خنگ:&amp;nbsp;واقعاْ لازم بود توضیح بدهم این مردک ملحد&amp;nbsp;زندیق کون برهنه که این کودک معصوم&amp;nbsp;و مومن «اهل کتاب»&amp;nbsp;را در شغل شنیع ساقی گری مورد استثمار قرار داده است نه من هستم و نه پدرم؟ یعنی واقعاْ لازم بود توضیح بدهم که عکس تزئینی می باشه؟ واقعاْ که کم کم دارم ازتان نا امید می شوم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 Jun 2007 22:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=137</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مادر من ، وطن من</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- امروز این شعار را دیدم و عجیب به دلم نشست. این می تواند شعار همه ی زندگی ی من باشد. من از امروز طرفدار و مبلغ جدی ی این حرکت هستم. چه چیزی ما را به وطن نزدیک تر می کند جز مادر؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i13.tinypic.com/5z4nnsk.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱/۵- گفت و گوی آسیه امینی&amp;nbsp;را با هيرو، دختر 26 ساله اي&amp;nbsp; كه مادرش در&amp;nbsp;آستانه ی&amp;nbsp;سنگسار است در &lt;A href=&quot;http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=257&amp;amp;cid=46&quot; target=_blank&gt;میدان زنان&lt;/A&gt;&amp;nbsp;بخوانید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- به هیچ وجه قصد ندارم وبلاگ نوشتن را کنار بگذارم. اگر می بینید در این چند روز ساکت بوده ام و چیزی این جا ننوشته ام برای این است که منتظرم وبلاگ جدیدم آماده شود.می دانم، گفته بودم همین جا می نویسم و از جایم هم تکان نمی خورم و از این حرف ها. خب من یک شعارهایی دادم شما چرا باورتان شد؟ جوگیر شده بودم آقا جان وگرنه مگر بیل به کَتَم خورده که تحت فیلترینگ باقی بمانم؟ خب می روم یک جای دیگر که از این رایحه های بوگندوی حال به هم زن نیاید. واقعاْ هم فیلتر شدن این جا تاثیر زیادی روی تعداد بازدیدکنندگان داشته است. اما من به زودی با وبلاگی جذاب تر و بهتر برمی گردم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال گمانم همین یکی دو روزه&amp;nbsp;وبلاگ جدیدم در علیرضا معتمدی دات کام آماده شود. خبرتان می کنم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲/۵- به قول بلاگرها: «فیلترینگ خر است!»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- آها! یک چیزی را یادم رفت بنویسم که اولین کامنت این را به یادم آورد. &lt;A href=&quot;http://alirezamotamedi.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;مرد مرداد&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;هنوز در ارتباط اینترنتی از طریق خود مخابرات فیلتر نشده است. اصولاْ مثل این که این شماره ها باحال تر هستند و درجه ی تساهل و این های شان بالاست. البته گمان نمی کنم سایت های سکسی و این ها را بشود باش باز کرد ( در راستای این که اغلب مشتریان این جا افراد معلوم الحالی هستند عرض شد!) اما اگر خواستید امتحان کنید شماره اش روی قبض تلفن تان هست. درست زیر همان کادری که توش نوشته صورت حساب این دوره ۲۸۵ هزار تومان!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 Jun 2007 21:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پلاستیک نامه</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما که فیلتر شدیم رفت، اما بگذارید حالا که آب از سرمان گذشته این جا هرکاری دل مان می خواهد بکنیم. هرکاری ی هرکاری هم که نه، اما محض نمونه بیائید کمی به دانش بنده اضافه کنید و برای من توضیح بدهید که کلمه ی &quot;پلاستیک&quot; در این جمله ی گوهربار و روشنگرانه ی «کارشناس فنی شرکت ارتباطات نوین» که «سنگ بنای فیلترینگ در کشور را گذاشته است» به معنای چیست یا کنایه از چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جمله ی تاریخی: «مثلا &quot;ربات فیلترینگ &quot;&amp;nbsp;سایتی را می خواند و کلمات غیر اخلاقی را که در آن وجود دارد گرید (طبقه بندی) می کند. در این میان به خاطر شباهت لفظی هم ممکن است برخی کلمات مانند &quot; &lt;STRONG&gt;پلاستیک&lt;/STRONG&gt;&quot; هم علامت گذاری شود. این&amp;nbsp;سری کلمات اگر از یک حدی در سایت بیشتر باشد آن سایت علامت گذاری می&amp;nbsp;شود.» &lt;FONT size=1&gt;[&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=494278&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;خبرگزاری مهر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: خدا همه ی بیماران را شفا دهد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 Jun 2007 00:40:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یه تیم داره اصفهان</title>
<link>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من یک &lt;A href=&quot;http://community.perspolis-club.ir/&quot; target=_blank&gt;پرسپولیسی &lt;/A&gt;ی دو آتشه هستم اما اعتراف می کنم که گاهی وقت ها بدون این که بتوانم مقاومتی بکنم به عشقم خیانت می کنم، آن هم در مواقعی که حریف اش &lt;A href=&quot;http://www.fooladsepahansport.com/&quot; target=_blank&gt;سپاهان &lt;/A&gt;محبوب کودکی ام باشد. دست خودم هم نیست، نمی توانم تعصب را به عشق کودکی و نوجوانی ام ترجیح بدهم، به روزهایی که عشق مان استادیوم رفتن بود و تماشای بازی های سپاهان، به این که از سر ظهر ساعت را سه ساعت می کشیدیم جلو تا مادرمان اجازه بدهد زودتر به استادیوم برویم و فریاد بزنیم و هی از بلندگوی استادیوم &quot;باغ تختی&quot; اصفهان آهنگ &lt;STRONG&gt;یک شب آتش در نیستانی فتاد&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;شهرام ناظری&amp;nbsp;را پخش کنند و بروند روی اعصاب مان و ما کودکان معصوم را به گفتن چه حرف های بد بدی وادارند. این است که همین پارسال در بازی&amp;nbsp;برگشت فینال جام حذفی بلند شدیم رفتیم اصفهان به استادیوم نقش جهان ( که راه افتادن اش آرزوی نوجوانی مان بود اما افتتاح اش به ما وصال نداد چون به عبارتی هنوز هم افتتاح نشده است) و&amp;nbsp;پا روی&amp;nbsp;تعصب مان گذاشتیم و&amp;nbsp;به حرف دل مان گوش کردیم و زرد پوشیدیم و آخرهای کار که داشتیم می باختیم عربده هم زدیم و تماشاگر&amp;nbsp;نما بازی هم در آوردیم تا نیکبخت پنالتی اش را خراب کند و ما قدم در راه پیروزی بگذاریم. آن روزها خیال می کردم در عوض پرسپولیس بی برو برگرد قهرمان لیگ&amp;nbsp;خواهد شد.&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i18.tinypic.com/4q700ph.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;[در عکس نگارنده را حین گذاشتن پا روی تعصب و گوش کردن به حرف دل در جای گاه مخصوص تماشاگران سپاهان می بینید. این عکس چند لحظه پیش از انجام حرکات تماشاگر نمایانه به توسط این جانب گرفته شده است. پیپ (سمبل غرب زدگی و آخرین مراحل ترک سیگار) را در دستم می بینید و شهاب ( دائی زاده و نماد نفس اماره و پامال کردن غیرت و تعصب باشگاهی) را در کنارم] عکس از موصی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما خب این همه ی حقیقت نیست. از آن جا که&amp;nbsp;عنقریب است آرزوی قهرمانی پرسپولیس را&amp;nbsp;در لیگ به گور ببریم جمعه ی این هفته دل را به مسلخ تعصب و غیرت باشگاهی خواهم برد و سراپا سرخ پوش با جوشش خون سرخ در رگ های برآمده به استادیوم خواهم رفت و تماشاگرنمایانه ترین کارهایی را که ازم بر می آید برای پیروزی پرسپولیس انجام خواهم داد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: امیدوارم باز سال آینده در جام حذفی&amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://www.fooladsepahansport.com/&quot; target=_blank&gt;خودمان&lt;/A&gt;&amp;nbsp;رو در روی &lt;A href=&quot;http://community.perspolis-club.ir/&quot; target=_blank&gt;خودمان&lt;/A&gt;&amp;nbsp;قرار نگیریم&amp;nbsp;که نوبتی هم اگر باشد نوبت سپاهان است باز و غرور و تعصب!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۲: تازه دارم می فهمم هم زمان عاشق دونفر بودن چه مصائبی دارد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 May 2007 23:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alirezamotamedi&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>alirezamotamedi</dc:creator>
<guid>http://alirezamotamedi.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
